
داستان حول محور سارا، خبرنگار جوان و پرانرژی میچرخد که سردبیری بخش اجتماعی روزنامهی «شروع» را بر عهده دارد. در جریان کارش، مدیر مسئول روزنامه، آقای برمکی، از او میخواهد دربارهی زندگی زنی به نام زهرا قیداری تحقیق کند و منابعی از جمله آلبومها و روزنامههای قدیمی را در اختیارش قرار میدهد.
سارا حین بررسی این منابع، در حالتی از خستگی و خوابآلودگی، سفری ذهنی و رویایی به سالهای دفاع مقدس(حوالی سال ۱۳۶۴ در استان ایلام) را تجربه میکند.
در این سفر خیالی، او پس از مجروح شدن و انتقال به یک بیمارستان صحرایی، با خانم زهرا قیداری، همان پرستار فداکار، آشنا میشود. سارا، شاهد تلاشها و ایثارگریهای خانم قیداری و دیگر زنان پشت جبهه است؛ از پرستاری از مجروحان گرفته تا فعالیتهای جهادی مانند شستوشوی لباسها و پتوهای رزمندگان و رسیدگی به امور بیمارستان.
این سفر رویایی با ماجراهای تأثیرگذار ادامه مییابد تا اینکه سارا با صدای مادر و برادرش از خواب بیدار میشود و به واقعیت بازمیگردد.
کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند» با قلم روان و گیرای آقای هنرجو، نهتنها یک داستان تاریخی و جنگی است، بلکه ادای دینی به زنان گمنامی است که در سختترین شرایط، با فداکاری و مقاومت، نقشی بیبدیل در پشتیبانی از جبههها ایفا کردند.
این رمان برای علاقهمندان به ادبیات دفاع مقدس و داستانهای مبتنی بر واقعیتهای تاریخی، اثری خواندنی و الهامبخش به شمار میرود.
✍سمانه اعتمادی جم
#معرفی
معرفی کتاب«تیترها از تانکها نمیترسند»نگاشته ی آقای حمید هنرجو
🌸در صفحهی بهخوانم منتشر شد.
https://behkhaan.ir/reviews/4b722380-d349-4a3e-9323-ec92837c83ac?inviteCode=k23Vx5Nj665c
https://ble.ir/SEtemadijam
دیدگاهتان را بنویسید