کتاب دهکدهی خاک بر سر، نگاشته ی خانم فائضه غفارحدادی،از انتشارات سوره مهر، روایت روزهایی است که نویسنده از آن با عنوان «دوران ریاضت» یاد میکند؛ روزهایی دور از وطن، در کشوری غریب، با کودکی سه ساله، بارداری و هزار دغدغهی کوچک و بزرگ. از آمادهکردن مقدمات سفر و چالش اقامهی نماز در هواپیما گرفته تا ورود به سوئیس و دستوپنجه نرمکردن با زبانی ناآشنا، پیدا کردن دکتر برای تولد فرزند، خرید روزمره، ثبتاحوال، مهدکودک و هزار مسئله و چالشی که مخاطب را از تماشای سفر، به زیستن در آن میرساند.
نویسنده، پابهپای مخاطب، اروپا را نه از پشت ویترینها، که از دلِ زندگی واقعی روایت میکند؛ از متروهای پاریسِ بدون پلهبرقی تا قوانین عجیب سوئیس، از غربتِ محرم در کشوری بیگانه تا سفرهایی به انگلیس، ایتالیا، فرانسه و اسپانیا. اما جذابیت کتاب دقیقاً همینجاست که نویسنده شیفتهزده و مرعوبِ غرب نیست. خوبیها را میبیند، اما سختیها و تناقضها را هم بیپرده روایت میکند؛ صادق، بیغرض و ملموس. نام کتاب هم از همین نگاه میآید؛ دهکدهای در سوئیس که با خاک پر شده و در طبع شوخ و تیزبین نویسنده، به «دهکدهی خاکبرسر» بدل شده است.
این کتاب برای کسانی جذاب است که سفرنامه را فقط توصیف مکانها نمیخواهند، بلکه دوست دارند زندگیکردن در دلِ یک فرهنگ دیگر را لمس کنند؛ با تمام خستگیها، شیرینیها، دلتنگیها و کشفهایش. دهکدهی خاکبرسر بیشتر از آنکه روایت سفر به لوزان سوئیس باشد، روایت زنی است که میان غربت، مادری، بارداری و روزمرگیهای زندگی با تلاش به آموختن زبان میپردازد و دوران ریاضت را به دورانی سرشار از کشف و رشد تبدیل میکند. ✍سمانه اعتمادی جم
معرفی
معرفی کتاب«دهکده خاک بر سر» به قلم خانم فائضه غفارحدادی
🌸در صفحهی بهخوانم منتشر شد. https://behkhaan.ir/reviews/019e5bfa-c7c4-7504-8f1c-b56d3569ab5b?inviteCode=k23Vx5Nj665c
کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند» اثر آقای حمید هنرجو، منتشرشده توسط انتشارات ۲۷ بعثت، رمانی جذاب و متفاوت است که با تلفیقی از واقعیت و رویا، خواننده را به دل تاریخ دفاع مقدس و حالوهوای جبهههای جنگ میبرد. این اثر با روایتی نوآورانه، داستان زندگی و فداکاریهای زنان در پشت جبهه را از زاویهای تازه به تصویر میکشد.
داستان حول محور سارا، خبرنگار جوان و پرانرژی میچرخد که سردبیری بخش اجتماعی روزنامهی «شروع» را بر عهده دارد. در جریان کارش، مدیر مسئول روزنامه، آقای برمکی، از او میخواهد دربارهی زندگی زنی به نام زهرا قیداری تحقیق کند و منابعی از جمله آلبومها و روزنامههای قدیمی را در اختیارش قرار میدهد. سارا حین بررسی این منابع، در حالتی از خستگی و خوابآلودگی، سفری ذهنی و رویایی به سالهای دفاع مقدس(حوالی سال ۱۳۶۴ در استان ایلام) را تجربه میکند. در این سفر خیالی، او پس از مجروح شدن و انتقال به یک بیمارستان صحرایی، با خانم زهرا قیداری، همان پرستار فداکار، آشنا میشود. سارا، شاهد تلاشها و ایثارگریهای خانم قیداری و دیگر زنان پشت جبهه است؛ از پرستاری از مجروحان گرفته تا فعالیتهای جهادی مانند شستوشوی لباسها و پتوهای رزمندگان و رسیدگی به امور بیمارستان.
این سفر رویایی با ماجراهای تأثیرگذار ادامه مییابد تا اینکه سارا با صدای مادر و برادرش از خواب بیدار میشود و به واقعیت بازمیگردد.
کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند» با قلم روان و گیرای آقای هنرجو، نهتنها یک داستان تاریخی و جنگی است، بلکه ادای دینی به زنان گمنامی است که در سختترین شرایط، با فداکاری و مقاومت، نقشی بیبدیل در پشتیبانی از جبههها ایفا کردند. این رمان برای علاقهمندان به ادبیات دفاع مقدس و داستانهای مبتنی بر واقعیتهای تاریخی، اثری خواندنی و الهامبخش به شمار میرود. ✍سمانه اعتمادی جم
#معرفی معرفی کتاب«تیترها از تانکها نمیترسند»نگاشته ی آقای حمید هنرجو
🌸در صفحهی بهخوانم منتشر شد. https://behkhaan.ir/reviews/4b722380-d349-4a3e-9323-ec92837c83ac?inviteCode=k23Vx5Nj665c
کتاب «بیدارم کن» نوشتهی خانم فریبا کلهر، از انتشارات بهنشر، رمانی تاریخی و مذهبی است که به زندگی و شخصیت امام رضا (ع) از زاویهای داستانی میپردازد. این اثر در دو بخش مجزا روایت میشود و با نثری روان ، مخاطب را به سفری در تاریخ صدر اسلام و دوران خلافت عباسی میبرد.
بخش اول، داستان از زبان رجاء بن ابیالضحاک، یک شخصیت نظامی و نویسندهی دستگاه خلافت، روایت میشود. او به همراه جلودی مأمور میشود تا امام رضا (ع) را از مدینه به مرو بیاورد. مأمون، خلیفهی عباسی، از رجاء میخواهد که در طول این سفر چهارماهه، حالات و رفتار امام را به دقت مشاهده کرده و سفرنامهای برای او تهیه کند. اما پس از پایان سفر، مأمون به رجاء دستور میدهد که از فضائل و کرامات امام با کسی سخن نگوید و سفرنامه را نزد خود نگه میدارد. از این سفرنامه تنها چند خط باقی مانده است. رجاء در طول این سفر با معجزات و شگفتیهایی از امام رضا (ع) مواجه میشود که عمیقاً تحت تأثیر قرار میگیرد و در نهایت اعتراف میکند که پرهیزگارتر از ایشان ندیده است.
بخش دوم کتاب از زبان ابوالصلت، یکی از یاران نزدیک امام رضا (ع)، روایت میشود. این بخش به اتفاقات پس از سفر، اقامت امام در مرو و سرانجام شهادت ایشان میپردازد.
کتاب «بیدارم کن» با ترکیب تاریخ و تخیل، ضمن حفظ اصالت رویدادهای تاریخی، فضایی داستانی خلق کرده که خواننده را با ابعاد شخصیتی و معنوی امام رضا (ع) آشنا میکند. این اثر نهتنها برای علاقهمندان به تاریخ اسلام و زندگی ائمه اطهار (ع) جذاب است، بلکه با قلم زیبا و روایت تأثیرگذار خانم کلهر،برای هر خوانندهای که به داستانهای تاریخی علاقهمند باشد، از آثار خواندنی به شمار میرود.
معرفی
معرفی کتاب «بیدارم کن» نگاشته ی خانم فریبا کلهر
🌸در صفحه بهخوانم منتشر شد. https://behkhaan.ir/reviews/d91eab75-8ccf-4464-af2d-826777185de5?inviteCode=k23Vx5Nj665c
در میان رمانهای تاریخی فارسی، کتاب «بیکتابی» نوشتهی «آقای شرفی خبوشان» یکی از آثار نادری است که با نثری متعلق به قرون متاخر، به حوادث دوران مشروطه میپردازد. این کتاب که توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شده، در سال ۱۳۹۶ توانست هم جایزهی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و هم جایزهی ادبی جلال آلاحمد را از آنِ خود کند؛ افتخاری که نشان از عمق و کیفیت این اثر دارد. محور روایت، شخصیتی به نام «میرزا یعقوب» است؛ دلال کتابی عاشقپیشه که کتابها برایش حکم زندگی را دارند. روزگارش در بازار کتابهای خطی و نایاب میگذرد، تا این که کتابی به دستش میرسد از «لسان الدوله»،کتابدار مظفرالدین شاه. همان کسی که در زمان قدرت خود، گنجینههای کتابخانهی سلطنتی را به بهایی ناچیز در اختیار مجموعهداران خارجی قرار داد. اما بخش مهیج ماجرا در روز واقعهی یومالتوپ، رقم میخورد. در بستر این روز تاریخیِ پرآشوب(روز به توپ بستن مجلس)، خواننده لابهلای قصهی عشق میرزا یعقوب به کتاب، با خیانتهای پشتپردهی شاهان قاجار و تاختوتازهای قزاقها آشنا میشود. یکی از تلخترین سکانسهای کتاب که شاید تا مدتها از یادتان نرود؛ جایی است که قزاقها چادر از سر ملکه ایران میکشند و هر آنچه از شأن و حرمت انسانی میماند را لگدمال میکنند. این رمان یک سندِ جانسوزِ تاریخی است با زبانی ادبی و تصویری. اگر دلتان میخواهد تاریخ را از میان نالههای یک دلال کتاب عاشق بشنوید، کتاب «بیکتابی» را ورق بزنید.
معرفی
معرفی کتاب بی کتابی نگاشته ی آقای محمدرضا شرفی خبوشان
🌸در صفحه بهخوانم منتشر شد. https://behkhaan.ir/reviews/cd785f17-1f37-4c8b-882c-7132087b8c7f?inviteCode=k23Vx5Nj665c
دختر ماه روایتی روشن از زندگی بانویی که نامش با کرامت و علم گره خورده است. خانم سارا عرفانی در این اثر از انتشارات مدرسه، در هجده فصل، زندگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام را با نگاهی داستانی و روان روایت میکند؛ از کودکیِ نورانیشان، آنگاه که در نبود پدر بزرگوارشان، امام موسی کاظم علیهالسلام، پاسخگوی پرسشهای شیعیان میشوند، تا روزهای تلخ شهادت پدر و آغاز امامت برادرشان، امام رضا علیهالسلام.
کتاب، قدمبهقدم ما را با بانویی همراه میکند که ایمان و بصیرت را در عمل معنا کرد؛ از ترک مدینه به اجبار خلیفه و اذن برادر برای دیدار، تا پیمودن راهی دور و دشوار، شبیخون سربازان و رنج غربت؛ و سرانجام رسیدن به قم و رحلت شهادتگونهای که آن شهر را برای همیشه به نام او متبرک ساخت.
«دختر ماه» تصویری است از علم، شجاعت و ولایتمداری بانویی که حضور کوتاهش، اثری ماندگار در تاریخ تشیع گذاشت. کتابی خواندنی برای نوجوانان و بزرگسالانی که میخواهند ابعاد مختلف شخصیت و سیرهی این بانوی بزرگ را در قالب روایتی دلنشین و قابلفهم بشناسند.
کتاب عملیات نجات به قلم سارا عرفانی که به تازگی توسط قرارگاه فرهنگی سنگرکتاب ،چُغک رونمایی شده در خصوص آزادسازی و نجات دادن مردم مظلوم اربیل عراق توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی است. این کتاب با تصویر سازی زیبا، دستِ مخاطبِ کودکِ خود را گرفته و با سوران همراه میکند. او در ماجرای نجات سواران و خواهرش، قدم به قدم با ابرقهرمانش آشنا شده و حسِ غرور از داشتن ابرقهرمانی چون حاج قاسم را با عمقِ جان ، درک می کند.
✍سمانه اعتمادی جم
#مرور مرور کتاب عملیات نجات اثر خانم سارا عرفانی
🌸در صفحه ی بهخوان م منتشر شد. https://behkhaan.ir/reviews/d59ba8ce-4658-43ad-aafc-58701a66d4e1?inviteCode=k23Vx5Nj665c
«مادر عشق» روایت مادری است که پیش از آنکه مادرِ چهار پسر باشد،مادرِ فهم و وفاداری است. کتاب، زندگی حضرت امالبنین(س) را نه در هیئت شخصیتی دوردست،بلکه در قامت زنی آگاه، انتخابگر و عمیقاً عاشق اهلبیت روایت میکند.
عطیه سادات صالحیان، با نثری روان و نوجوانپسند،داستان را از خواستگاری عقیل آغاز میکند؛ از ورود بانویی از قبیلهی کلابیه به خانهی ولایت و تصمیمی آگاهانه برای تغییر نامش تصمیمی که نشان میدهد او از همان آغاز، دلنگران دلِ فرزندان حضرت زهرا(س) است و پیش از مادر شدن، مرزهای محبت را میشناسد. کتاب بهزیبایی، مسیر تبدیل شدن امالبنین به مادری برای فرزندان فاطمه(س) و سپس مادرِ ماه و سه ستاره را ترسیم میکند. مادری که عباس، عبدالله، عثمان و جعفر را نه فقط برای زندگی،که برای وفاداری و فداکاری تربیت میکند. در این روایت، مادری صرفاً عاطفه نیست؛ مسئولیت است، بصیرت است و ایستادن در سمت درست تاریخ. بخشهای پایانی کتاب،تلخترین و درخشانترین لحظهها را در خود دارد: راهی کردن چهار پسر با امام حسین(ع)، و شنیدن خبر شهادتشان، نه از زبان تاریخ، که از زبان حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع). اینجاست که امالبنین، به اوج معنای «مادر عشق» میرسد؛ مادری که پیش از پرسیدن حال فرزندانش، سراغ حال امامش را میگیرد.
«مادر عشق» کاری از انتشارات مدرسه، در مسیر شناخت زنان نامدار تاریخ اسلام، کتابی است که نشان میدهد، بزرگیِ یک زن، گاهی در سکوت و گاهی در دلِ بزرگترین داغها شکل میگیرد. این اثر، برای نوجوانان و بزرگسالانی که به روایتهای الهامبخش از ایمان، مادری و وفاداری علاقهمندند، خواندنی و ماندگار است.
✍سمانه اعتمادی جم
مرور
مرور کتاب مادر عشق اثر عطیه سادات صالحیان
🌸در صفحه ی بهخوان م منتشر شد. https://behkhaan.ir/reviews/8ec0d987-d943-4170-b4b5-08690315bef2?inviteCode=k23Vx5Nj665c
کتاب «خوبیِ خدا» مجموعهای از داستانهای کوتاه از نویسندگان مختلف است که با تنوع موضوعی و فرهنگی، نگاهی عمیق به روابط انسانی، چالشهای زندگی و مفاهیم عمیقتر وجودی ارائه میدهد. این مجموعه با گردآوری داستانهایی از نویسندگان برجستهای چون شرمن الکسی، هاروکی موراکامی، ریموند کارور و جومپا لاهیری، طیف گستردهای از احساسات، فرهنگها و تجربیات را به تصویر میکشد. در ادامه، مروری کلی بر این مجموعه ارائه میشود که ضمن اشاره به مضامین اصلی هر داستان، جذابیت و ارزش ادبی آن را برجسته میکند.
یکی از نقاط قوت این مجموعه، تنوع فرهنگی و جغرافیایی داستانهاست. از داستان سرخپوستی «تو گرو بگذار من پس میگیرم» اثر شرمن الکسی که به مبارزه یک جوان برای حفظ میراث خانوادگیاش میپردازد، تا «جهنم-بهشت» از جومپا لاهیری که تجربه مهاجرت و تضاد فرهنگی بین هندیها و آمریکاییها را بررسی میکند، هر داستان پنجرهای به دنیای متفاوت باز میکند. این تنوع به خواننده اجازه میدهد با دیدگاههای گوناگون و چالشهای زندگی در فرهنگهای مختلف آشنا شود.
داستانهای این مجموعه اغلب به موضوعات بنیادین انسانی مانند عشق، فقدان، هویت و امید میپردازند. در «شیرینی عسلی» اثر هاروکی موراکامی، عشق ناکام و انفعال در روابط عاشقانه به تصویر کشیده میشود، در حالی که «خوبی خدا» از مارجوری کمپر، ایمان و تلاش برای یافتن معنا در مواجهه با مرگ و بیماری را کاوش میکند. این مضامین، داستانها را به تجربهای احساسی و تأملبرانگیز تبدیل میکنند که خواننده را به فکر فرو میبرند.
نویسندگان این مجموعه با مهارت تمام، شخصیتهایی خلق کردهاند که خواننده به راحتی میتواند با آنها همذاتپنداری کند. چه داگلاس در «تعمیرکار» اثر پرسیوال اورت که با مهربانی و سخاوت به یک غریبه کمک میکند، چه دختر ساکت در «فلامینگو» از الیزابت کمپر فرنچ که پس از تراژدیهای زندگی از سکوت به سخن گفتن بازمیگردد، هر شخصیت سفری منحصربهفرد دارد که عمیقاً تأثیرگذار است.
یکی دیگر از جذابیتهای این کتاب، تفاوت در سبکهای روایی است. از لحن ساده و مینیمالیستی ریموند کارور در «کارم داشتی زنگ بزن» که روابط سرد و یکنواخت زوجین را به تصویر میکشد، تا سبک سورئال و احساسی هاروکی موراکامی، و همچنین لحن طنزآمیز و در عین حال دردناک گیب هادسون در «جناب آقای رئیسجمهور»، هر داستان با صدای خاص خود روایت میشود. این تنوع، خواندن کتاب را به تجربهای پویا و غیرتکراری تبدیل میکند.
برخی داستانها مانند «زنبورها» از الکساندر همن و «جناب آقای رئیسجمهور» از گیب هادسون، به مسائل اجتماعی و تاریخی مانند جنگ و مهاجرت میپردازند. این داستانها نشان میدهند که چگونه رویدادهای بزرگ تاریخی، زندگیهای فردی را تحت تأثیر قرار میدهند و زخمهایی عمیق بر جای میگذارند.
با وجود کیفیت بالای داستانها، ممکن است برخی خوانندگان با همه داستانها به یک اندازه ارتباط برقرار نکنند. تفاوت در سبک و موضوع ممکن است باعث شود که برخی داستانها برای بعضی خوانندگان جذابتر از دیگران باشند.
«خوبیِ خدا» مجموعهای است که با داستانهای کوتاه و قدرتمند خود، خواننده را به سفری احساسی و فکری میبرد. این کتاب با کاوش در پیچیدگیهای زندگی، از عشق و از دست دادن گرفته تا مبارزه برای هویت و معنا، اثری ماندگار در ادبیات معاصر است. هر داستان، بهتنهایی یک جهان کوچک است که ارزش تأمل و بازخوانی دارد. این مجموعه برای خوانندگانی که به داستانهای کوتاه با عمق و تنوع علاقهمندند، انتخابی عالی است و میتواند تجربهای غنی و متفاوت از ادبیات جهان ارائه دهد. اگر به دنبال کتابی هستید که شما را با فرهنگها، احساسات و داستانهای گوناگون روبهرو کند، «خوبیِ خدا» گزینهای است که نباید از دست داد.
✍سمانه اعتمادی جم
مرور
مرور کتاب خوبیِ خدا مجموعه داستان های کوتاه از نویسندگانی چون ریموند کارور،هاروکی موراکامی،شرمن الکسی و…
بعضی کتابها را نمیخوانی؛ با آنها همنشین میشوی. «شهید نوید» از همانهاست؛ کتابی که به قول نویسنده، کلید باغ بهشتش لابهلای صفحهها جا مانده و فقط با نشستن کنار راویانش پیدا میشود.
مرضیه اعتمادی در این اثر، زندگی «شهید نوید صفری» را نه از یک صدا، که از سه جهت روایت میکند: همراه، همنَفَس، همقَدم.
همراه | پدر و رفیق
اینجا روایت از بغض شروع میشود؛ از پدری که روضههای علیاکبریاش به جای خالی پسر ختم میشود. از رفاقتی پانزدهساله، از سفرهای ماهانه تا صحن امام رضا(ع)، از رفیقانی که از میانشان راهِ مدافع حرم شدن باز شد.
و بریده ای ماندگار از کتاب به نقل از شهید آوینی : «شهادت لباسیست تکسایز؛ باید تنِ انسان اندازهاش دربیاید.» و او، چه خوب اندازهی این لباس شد.
همنَفَس | مادر و خواهر
در این فصل، مادر از دل کندن میگوید؛ از پسری که چهارمین هدیهی خدا بود. از کودکی که پرستارِ مادر بود. از برق نگاه عکس شهدا روی سقف اتاقش تا غذایی که با روضهی پسرش مزه میگرفت. از پسری که خانهی دومش مسجد بود و حتی با تابوت، برای سلام به مادر خم شد.
خواهر، نبودنِ برادر را به پاره شدن نخ تسبیح تشبیه میکند؛ از صبر خواستن از حضرت زینب(س) میگوید و از زیارت عاشورایی که هر سلامش، نوید را دوباره کنار او مینشاند.
و اما همقَدم | همسر
آخرین فصل، روایت عاشقانهایست از کنار هم ماندن تا انتهای راه؛ از آشنایی کنار مزار شهدا، از دعای شهادت در مسیر اربعین، از مهریهای که جنسش معرفت بود، نه عدد. از شبهای هیئت، از شبهای قدر در بهشت زهرا، از سفر دمشق و بیخبری، از شناسایی… و از وداعی که از حرم امام رضا(ع) تا بهشت زهرا امتداد یافت.
و در پایان، با وصیتی آرام از شهید نوید، خواننده را همراه میکند: چهل زیارت عاشورا برای حاجتی که به اذن خدا روا میشود.
این کتاب، زندگی یک شهید را روایت نمیکند؛ مسیرِ رسیدن به شهادت را نفسبهنفس نشان میدهد.
انتشارات شهید کاظمی این روایت صمیمی و عمیق را منتشر کرده؛ کتابی که اگر آرام بخوانیاش، شاید تو هم کلید باغ بهشت را میان صفحههایش پیدا کنی.
گاهی جنگ از جبهه شروع نمیشود؛از حیاط خانه، از دلِ دو پسر همقد،از آرزویی مشترک برای بزرگ شدن زودتر از سن. «درخت بیبرادر» نوشتهی فاطمه سلیمانی ازندریانی،داستان یاسین است و رضا؛عمو و برادرزادهای همسن، همدل، همرویا. جبهه برایشان فقط خاک و اسلحه نیست؛ امتحانِ صبر است، نمرهی بیستِ مسئولیت، و شرطی که راه مرد شدن را از کلاس درس میگذراند. در این داستانِ نوجوانانه،رضایت والدین به سادگی به دست نمیآیدو یاسین، رفتن را بدون رضا بلد نیست؛پس کنار او میایستد،در درس، در انتظار، و در تصمیمی که باید دو نفره گرفته شود. «درخت بیبرادر» در ۱۱۹ صفحه،روایتی صمیمی از برادری، پشتدادن و ریشهدار شدن است؛ قصهای که میگوید درخت اگر تنها بماند، خشک میشود؛ اما با برادر، میوه میدهد. انتشارات ۲۷ بعثت این روایت ساده و تأثیرگذار از روزهای جنگ را منتشر کرده است.