
لبیکِ رنگی رنگی
دخترک بیشتر از نه سال نداشت. با مدادهای رنگی دورِ نوشتهی «لبیک یا خامنهای» را رنگ میزد؛ یکییکی رنگها را کنار هم مینشاند.
کنارش نشستم و پرسیدم: «خاله چی شد امروز همراه مامان اومدی؟»
مدادش را زمین گذاشت و گفت: «اومدم انتقام رهبرم رو بگیرم.»
پرسیدم: «شما از آقا چی میدونی؟»
گفت: «میدونم نمیذاشت اسرائیل و آمریکا بیان تو کشورمون و هر کاری دلشون میخواد بکنن.»
نگاهم رفت سمت نقاشیاش. پرسیدم:«چرا نوشتی لبیک یا خامنهای؟»
روسریاش را مرتب کرد، دوباره مداد رنگی را برداشت و گفت: «که رهبرم آقا مجتبی بدونه ما همیشه پشتشیم.»
✍سمانه اعتمادی جم
دیدگاهتان را بنویسید