
باد میان برگهها پیچید.یکی از عکسهای آقای شهید از دستش رها شد و روی زمین افتاد.
بیدرنگ خم شد.عکس را برداشت و بوسید. گردِ رویش را با دست کنار زد و دوباره روی دستهی عکسهایی گذاشت که قرار بود میان مردم پخش کند.
اینبار عکسِ رهبرش را نه روی دست که روی دل نشاند.
✍سمانه اعتمادی جم
روایت_تشییع
پانزده_تیر
دیدگاهتان را بنویسید