بهترین پاداش

چهارشنبه‌سوری بود؛ آخرین چهارشنبه سال ۱۴۰۴. از صبح، اسکانِ جنگ‌زده‌ها را آماده کرده و تحویل داده بودیم.
مسئول قرارگاه گفت: «چند دقیقه صبر کنید، یه هدیه‌ی ویژه در راهه… اولین هدیه‌ی حضرت آقا، برای شما دانشجو-جهادگرها»
پرچم ایران که رسید، خستگی‌مان عقب نشست؛ پاداشِ تمام شب‌بیداری‌هایمان را آورده بودند.
برافراشته‌اش کردیم و گفتیم: ما فقط سرپناه ساختیم؛ او به دست‌های خاکی‌مان وطن داد.

✍سمانه اعتمادی جم

داستانک

https://ble.ir/SEtemadijam

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *