
✨ *تا آخرین لحظه
💚 شهید فرامرز حضرتی*
🔻 فرامرز از آن آدمهایی بود که بیصدا قهرمان میشوند. مردی شصتویکساله که سی سال از عمرش را در ادارهی بهزیستی قصرشیرین گذاشت. حسابدار بود، اما عدد و سند برایش فقط کاغذ نبود؛ پشت هر پرونده، زندگی یک خانواده، یک معلول، یک زن بیپناه را میدید. او را به خوشقلبی، خوشنامی و وظیفهشناسی میشناختند؛ همیشه برای کمک به دیگران حاضر بود.
🔻 سحرگاه جمعه ۲۳ خرداد، شهر هنوز در خواب بود که حملهی اسرائیل، سکوت قصرشیرین را شکست و به مرکز درمانی بهزیستی خورد.
🔻 فرامرز کنار خانوادهاش بود که تلفن زنگ خورد؛ همکارش مجروح شده بود. مکث نکرد. چفیهای بر سر انداخت، با همان لباس خانه راه افتاد؛ تنها سلاحش دل بزرگی بود که عادت نداشت عقب بماند. وارد ساختمان بهزیستی شد. همکار زخمی را بیرون آورد. دوباره برگشت؛ برای اسناد، تجهیزات، برای امانتهایی که متعلق به جامعهی معلولان بود. همانجا، در انفجار بعدی، ایستادنش به جاودانگی رسید. دخترش بعدها گفت: «بابا همیشه میگفت آدم اگر به درد مردم نخورد، به چه درد میخورد؟»
🔻 فرامرز حضرتی تا آخرین لحظه کنار مردم ایستاد. پیکرش در مزارستان رضوان قصرشیرین آرام گرفت، اما نامش ایستادهتر از همیشه، بهعنوان نماد غیرت و مسئولیت، در حافظهی شهر باقی ماند.
✍🏻 سمانه اعتمادی جم
🕊️ #فرزند_ایران؛ تکنگاریهایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
دیدگاهتان را بنویسید