
آوار را از رویش کنار زد؛ انگار نفسِ ماشین هم زیر خاک مانده بود.
استارت زد. لحظهای سکوت، بعد لرزشِ جانگرفتنِ موتور.
زیر لب گفت: «الهی شکر» شکر اینکه نکند جا بماند، نکند نتواند به کاروانهای شبانه برسد؛ همان ردیفِ چراغهایی که در تاریکی، امید را دنبال هم میکشیدند.
ماژیک را برداشت و روی درها نوشت: «سندِ جنایتِ آمریکا و اسرائیل»
https://ble.ir/SEtemadijam
دیدگاهتان را بنویسید