
🗞 در مسیر خدمت
💗 شهید علیرضا تنابنده
🔹️ علیرضا، سربازمعلمی که زندگیاش را میان خدمت، آموزش و عشق به خانواده تقسیم کرده بود. صبحهایش پیش از طلوع آغاز میشد؛ ساعت پنج صبح به محل خدمتش میرسید و پیش از ورود، برای مادرش پیام میفرستاد: «مامان عزیزم، رسیدم… مواظب خودت باش… دوستتان دارم.» پیامی ساده، اما پر از زندگی. علیرضا تنها پنج ماه تا پایان خدمتش فاصله داشت. روزها در لباس سربازی، مسئولیت را به دوش میکشید و عصرها در مدرسه، معلمِ صبور شاگردانی بود که به او دل بسته بودند. شبها به برنامهریزی میگذشت؛ پاسخدادن به تماسها، فکرکردن به آینده، به خانهای که تازه ساخته بود، به همسری که چشمانتظارش بود. بعدها فهمیدند بیسروصدا برای شاگردان بااستعداد اما کمبرخوردار، کلاسهای رایگان برگزار میکرد؛ چون باور داشت آینده از مسیر آموزش ساخته میشود. دوم تیر ۱۴۰۴، حمله هوایی رژیم صهیونیستی به تهران، او را در مسیر خدمت نشانه گرفت. خانوادهاش با امید به بیمارستان رفتند، اما نام علیرضا در فهرست دیگری بود؛ فهرست شهدا. مادری که هنوز صدای پسرش در گوشش زنده است، باید یتیمی نوهای را باور کند که هنوز به دنیا نیامده. علیرضا تنابنده در قطعه ۴۲ گلزار شهدای بهشت زهرا، آرام گرفته است.
🖼 #فرزند_ایران؛ تکنگاریهایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی
📝 سمانه اعتمادیجم
📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
🖼روزنامه #صدای_ایران
📱 @sedaye_iran_newspaper
دیدگاهتان را بنویسید