کلید باغ بهشت

کلید باغ بهشت؛ معرفی کتاب «شهید نوید»

بعضی کتاب‌ها را نمی‌خوانی؛
با آن‌ها هم‌نشین می‌شوی.
«شهید نوید» از همان‌هاست؛
کتابی که به قول نویسنده،
کلید باغ بهشتش لابه‌لای صفحه‌ها جا مانده
و فقط با نشستن کنار راویانش پیدا می‌شود.

مرضیه اعتمادی در این اثر،
زندگی «شهید نوید صفری» را نه از یک صدا،
که از سه جهت روایت می‌کند:
هم‌راه، هم‌نَفَس، هم‌قَدم.

هم‌راه | پدر و رفیق

اینجا روایت از بغض شروع می‌شود؛
از پدری که روضه‌های علی‌اکبری‌اش
به جای خالی پسر ختم می‌شود.
از رفاقتی پانزده‌ساله،
از سفرهای ماهانه تا صحن امام رضا(ع)،
از رفیقانی که از میان‌شان
راهِ مدافع حرم شدن باز شد.

و بریده ای ماندگار از کتاب به نقل از شهید آوینی :
«شهادت لباسی‌ست تک‌سایز؛
باید تنِ انسان اندازه‌اش دربیاید.»
و او، چه خوب اندازه‌ی این لباس شد.

هم‌نَفَس | مادر و خواهر

در این فصل،
مادر از دل کندن می‌گوید؛
از پسری که چهارمین هدیه‌ی خدا بود.
از کودکی که پرستارِ مادر بود.
از برق نگاه عکس شهدا روی سقف اتاقش
تا غذایی که با روضه‌ی پسرش مزه می‌گرفت.
از پسری که خانه‌ی دومش مسجد بود
و حتی با تابوت،
برای سلام به مادر خم شد.

خواهر،
نبودنِ برادر را
به پاره شدن نخ تسبیح تشبیه می‌کند؛
از صبر خواستن از حضرت زینب(س) می‌گوید
و از زیارت عاشورایی
که هر سلامش، نوید را دوباره کنار او می‌نشاند.

و اما هم‌قَدم | همسر

آخرین فصل،
روایت عاشقانه‌ای‌ست از کنار هم ماندن تا انتهای راه؛
از آشنایی کنار مزار شهدا،
از دعای شهادت در مسیر اربعین،
از مهریه‌ای که جنسش معرفت بود، نه عدد.
از شب‌های هیئت،
از شب‌های قدر در بهشت زهرا،
از سفر دمشق و بی‌خبری،
از شناسایی…
و از وداعی که از حرم امام رضا(ع)
تا بهشت زهرا امتداد یافت.

و در پایان،
با وصیتی آرام از شهید نوید، خواننده را همراه می‌کند:
چهل زیارت عاشورا
برای حاجتی که به اذن خدا روا می‌شود.

این کتاب، زندگی یک شهید را روایت نمی‌کند؛
مسیرِ رسیدن به شهادت را نفس‌به‌نفس نشان می‌دهد.

انتشارات شهید کاظمی این روایت صمیمی و عمیق را منتشر کرده؛
کتابی که اگر آرام بخوانی‌اش،
شاید تو هم
کلید باغ بهشت را
میان صفحه‌هایش پیدا کنی.

@manvaketab_info

#نوشیدنی_کاغذی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *