
🗞 آخرین مدال
💗 شهید وحید حسنوند
🔹️ وحید از آن مردهایی بود که افتخار را بعد از انسانیت معنا میکرد. قبل از آنکه روی سکو بایستد، بلد بود کنار مردم بایستد. ورزش برایش فقط مسابقه نبود؛ تمرینِ نفس بود و فروتنی. قهرمان ملیِ کیکبوکس و کاراته بود، اما هیچوقت خودش را جلوتر از دیگران نمیدید. اولین نفر وارد باشگاه میشد و آخرین نفر چراغ را خاموش میکرد؛ نظم و تعهد، در رگهایش جریان داشت. هشتم شهریور ۱۳۶۳، در محلهی قدیمی پشتبازار خرمآباد، پا به دنیایی گذاشت که خیلی زود طعم سختی را به او چشاند. هفتساله بود که پدرش را از دست داد و از همان وقت، بار خانواده روی شانههایش افتاد. شاید به همین دلیل بود که ازدواج نکرد، چون خانواده هنوز به تکیهگاه نیاز داشت و او بودن را انتخاب کرد. وقتی لباس ارتش را پوشید، همان وحید ماند؛ فقط میدان عوض شد. گفت: «من سربازم؛ وظیفهام دفاع است.» بامداد ۲۸ خرداد ۱۴۰۴، راکتهای رژیم صهیونیستی، به پادگان امامعلی(ع) خرمآباد اصابت کرد؛ وحید حسنوند، اینبار نه روی سکو، که در میدان دفاع، آخرین مدالش را گرفت. پیکرش در گلزار شهدای خرمآباد آرام گرفت؛ قهرمانی که پیش از فتح سکوها، دلها را فتح کرده بود. او سی مدال بر سینه داشت؛ سیویکمین را آسمان به گردنش انداخت.
🖼 #فرزند_ایران؛ تکنگاریهایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی
📝 سمانه اعتمادیجم
📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
🖼روزنامه #صدای_ایران
📱 @sedaye_iran_newspaper
دیدگاهتان را بنویسید