دسته: مرور

  • مرور کتاب عملیات نجات

    مرور کتاب عملیات نجات

    کتاب عملیات نجات به قلم سارا عرفانی که به تازگی توسط قرارگاه فرهنگی سنگرکتاب ،چُغک رونمایی شده در خصوص آزادسازی و نجات دادن مردم مظلوم اربیل عراق توسط سردار سپهبد قاسم سلیمانی  است.  این کتاب با تصویر سازی زیبا، دستِ مخاطبِ کودکِ خود را گرفته و با سوران همراه می‌کند.
    او در ماجرای نجات سواران و خواهرش، قدم به قدم با ابرقهرمانش آشنا شده و  حسِ غرور از داشتن  ابرقهرمانی چون حاج قاسم را با عمقِ جان ، درک می کند.

    ✍سمانه اعتمادی جم

    #مرور
    مرور کتاب عملیات نجات اثر خانم سارا عرفانی

    🌸در صفحه ی بهخوان م منتشر شد.
    https://behkhaan.ir/reviews/d59ba8ce-4658-43ad-aafc-58701a66d4e1?inviteCode=k23Vx5Nj665c


    https://ble.ir/SEtemadijam
  • مرور کتاب مادر عشق

    مرور کتاب «مادرِ عشق»

    «مادر عشق» روایت مادری است که پیش از آن‌که مادرِ چهار پسر باشد،مادرِ فهم و وفاداری است.
    کتاب، زندگی حضرت ام‌البنین(س) را نه در هیئت شخصیتی دوردست،بلکه در قامت زنی آگاه، انتخاب‌گر و عمیقاً عاشق اهل‌بیت روایت می‌کند.

    عطیه سادات صالحیان، با نثری روان و نوجوان‌پسند،داستان را از خواستگاری عقیل آغاز می‌کند؛
    از ورود بانویی از قبیله‌ی کلابیه به خانه‌ی ولایت
    و تصمیمی آگاهانه برای تغییر نامش
    تصمیمی که نشان می‌دهد او از همان آغاز،
    دل‌نگران دلِ فرزندان حضرت زهرا(س) است
    و پیش از مادر شدن، مرزهای محبت را می‌شناسد.
    کتاب به‌زیبایی، مسیر تبدیل شدن ام‌البنین
    به مادری برای فرزندان فاطمه(س)
    و سپس مادرِ ماه و سه ستاره را ترسیم می‌کند.
    مادری که عباس، عبدالله، عثمان و جعفر را
    نه فقط برای زندگی،که برای وفاداری و فداکاری تربیت می‌کند.
    در این روایت، مادری صرفاً عاطفه نیست؛
    مسئولیت است، بصیرت است و ایستادن در سمت درست تاریخ.
    بخش‌های پایانی کتاب،تلخ‌ترین و درخشان‌ترین لحظه‌ها را در خود دارد:
    راهی کردن چهار پسر با امام حسین(ع)،
    و شنیدن خبر شهادتشان،
    نه از زبان تاریخ،
    که از زبان حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع).
    اینجاست که ام‌البنین،
    به اوج معنای «مادر عشق» می‌رسد؛
    مادری که پیش از پرسیدن حال فرزندانش،
    سراغ حال امامش را می‌گیرد.

    «مادر عشق» کاری از انتشارات مدرسه،
    در مسیر شناخت زنان نامدار تاریخ اسلام،
    کتابی است که نشان می‌دهد، بزرگیِ یک زن،
    گاهی در سکوت
    و گاهی در دلِ بزرگ‌ترین داغ‌ها شکل می‌گیرد.
    این اثر، برای نوجوانان و بزرگسالانی که
    به روایت‌های الهام‌بخش از ایمان،
    مادری و وفاداری علاقه‌مندند،
    خواندنی و ماندگار است.

    ✍سمانه اعتمادی جم

    مرور

    مرور کتاب مادر عشق اثر عطیه سادات صالحیان

    🌸در صفحه ی بهخوان م منتشر شد.
    https://behkhaan.ir/reviews/8ec0d987-d943-4170-b4b5-08690315bef2?inviteCode=k23Vx5Nj665c

    https://ble.ir/SEtemadijam
  • مرور کتاب خوبی خدا

    کتاب «خوبیِ خدا» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه از نویسندگان مختلف است که با تنوع موضوعی و فرهنگی، نگاهی عمیق به روابط انسانی، چالش‌های زندگی و مفاهیم عمیق‌تر وجودی ارائه می‌دهد. این مجموعه با گردآوری داستان‌هایی از نویسندگان برجسته‌ای چون شرمن الکسی، هاروکی موراکامی، ریموند کارور و جومپا لاهیری، طیف گسترده‌ای از احساسات، فرهنگ‌ها و تجربیات را به تصویر می‌کشد. در ادامه، مروری کلی بر این مجموعه ارائه می‌شود که ضمن اشاره به مضامین اصلی هر داستان، جذابیت و ارزش ادبی آن را برجسته می‌کند.

    یکی از نقاط قوت این مجموعه، تنوع فرهنگی و جغرافیایی داستان‌هاست. از داستان سرخ‌پوستی «تو گرو بگذار من پس می‌گیرم» اثر شرمن الکسی که به مبارزه یک جوان برای حفظ میراث خانوادگی‌اش می‌پردازد، تا «جهنم-بهشت» از جومپا لاهیری که تجربه مهاجرت و تضاد فرهنگی بین هندی‌ها و آمریکایی‌ها را بررسی می‌کند، هر داستان پنجره‌ای به دنیای متفاوت باز می‌کند. این تنوع به خواننده اجازه می‌دهد با دیدگاه‌های گوناگون و چالش‌های زندگی در فرهنگ‌های مختلف آشنا شود.

    داستان‌های این مجموعه اغلب به موضوعات بنیادین انسانی مانند عشق، فقدان، هویت و امید می‌پردازند. در «شیرینی عسلی» اثر هاروکی موراکامی، عشق ناکام و انفعال در روابط عاشقانه به تصویر کشیده می‌شود، در حالی که «خوبی خدا» از مارجوری کمپر، ایمان و تلاش برای یافتن معنا در مواجهه با مرگ و بیماری را کاوش می‌کند. این مضامین، داستان‌ها را به تجربه‌ای احساسی و تأمل‌برانگیز تبدیل می‌کنند که خواننده را به فکر فرو می‌برند.

    نویسندگان این مجموعه با مهارت تمام، شخصیت‌هایی خلق کرده‌اند که خواننده به راحتی می‌تواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند. چه داگلاس در «تعمیرکار» اثر پرسیوال اورت که با مهربانی و سخاوت به یک غریبه کمک می‌کند، چه دختر ساکت در «فلامینگو» از الیزابت کمپر فرنچ که پس از تراژدی‌های زندگی از سکوت به سخن گفتن بازمی‌گردد، هر شخصیت سفری منحصربه‌فرد دارد که عمیقاً تأثیرگذار است.

    یکی دیگر از جذابیت‌های این کتاب، تفاوت در سبک‌های روایی است. از لحن ساده و مینیمالیستی ریموند کارور در «کارم داشتی زنگ بزن» که روابط سرد و یکنواخت زوجین را به تصویر می‌کشد، تا سبک سورئال و احساسی هاروکی موراکامی، و همچنین لحن طنزآمیز و در عین حال دردناک گیب هادسون در «جناب آقای رئیس‌جمهور»، هر داستان با صدای خاص خود روایت می‌شود. این تنوع، خواندن کتاب را به تجربه‌ای پویا و غیرتکراری تبدیل می‌کند.

    برخی داستان‌ها مانند «زنبورها» از الکساندر همن و «جناب آقای رئیس‌جمهور» از گیب هادسون، به مسائل اجتماعی و تاریخی مانند جنگ و مهاجرت می‌پردازند. این داستان‌ها نشان می‌دهند که چگونه رویدادهای بزرگ تاریخی، زندگی‌های فردی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و زخم‌هایی عمیق بر جای می‌گذارند.

    با وجود کیفیت بالای داستان‌ها، ممکن است برخی خوانندگان با همه داستان‌ها به یک اندازه ارتباط برقرار نکنند. تفاوت در سبک و موضوع ممکن است باعث شود که برخی داستان‌ها برای بعضی خوانندگان جذاب‌تر از دیگران باشند.

    «خوبیِ خدا» مجموعه‌ای است که با داستان‌های کوتاه و قدرتمند خود، خواننده را به سفری احساسی و فکری می‌برد. این کتاب با کاوش در پیچیدگی‌های زندگی، از عشق و از دست دادن گرفته تا مبارزه برای هویت و معنا، اثری ماندگار در ادبیات معاصر است. هر داستان، به‌تنهایی یک جهان کوچک است که ارزش تأمل و بازخوانی دارد. این مجموعه برای خوانندگانی که به داستان‌های کوتاه با عمق و تنوع علاقه‌مندند، انتخابی عالی است و می‌تواند تجربه‌ای غنی و متفاوت از ادبیات جهان ارائه دهد. اگر به دنبال کتابی هستید که شما را با فرهنگ‌ها، احساسات و داستان‌های گوناگون روبه‌رو کند، «خوبیِ خدا» گزینه‌ای است که نباید از دست داد.

    ✍سمانه اعتمادی جم

    مرور

    مرور کتاب خوبیِ خدا مجموعه داستان های کوتاه از نویسندگانی چون ریموند کارور،هاروکی موراکامی،شرمن الکسی و…

    https://ble.ir/SEtemadijam
  • کلید باغ بهشت

    کلید باغ بهشت؛ معرفی کتاب «شهید نوید»

    بعضی کتاب‌ها را نمی‌خوانی؛
    با آن‌ها هم‌نشین می‌شوی.
    «شهید نوید» از همان‌هاست؛
    کتابی که به قول نویسنده،
    کلید باغ بهشتش لابه‌لای صفحه‌ها جا مانده
    و فقط با نشستن کنار راویانش پیدا می‌شود.

    مرضیه اعتمادی در این اثر،
    زندگی «شهید نوید صفری» را نه از یک صدا،
    که از سه جهت روایت می‌کند:
    هم‌راه، هم‌نَفَس، هم‌قَدم.

    هم‌راه | پدر و رفیق

    اینجا روایت از بغض شروع می‌شود؛
    از پدری که روضه‌های علی‌اکبری‌اش
    به جای خالی پسر ختم می‌شود.
    از رفاقتی پانزده‌ساله،
    از سفرهای ماهانه تا صحن امام رضا(ع)،
    از رفیقانی که از میان‌شان
    راهِ مدافع حرم شدن باز شد.

    و بریده ای ماندگار از کتاب به نقل از شهید آوینی :
    «شهادت لباسی‌ست تک‌سایز؛
    باید تنِ انسان اندازه‌اش دربیاید.»
    و او، چه خوب اندازه‌ی این لباس شد.

    هم‌نَفَس | مادر و خواهر

    در این فصل،
    مادر از دل کندن می‌گوید؛
    از پسری که چهارمین هدیه‌ی خدا بود.
    از کودکی که پرستارِ مادر بود.
    از برق نگاه عکس شهدا روی سقف اتاقش
    تا غذایی که با روضه‌ی پسرش مزه می‌گرفت.
    از پسری که خانه‌ی دومش مسجد بود
    و حتی با تابوت،
    برای سلام به مادر خم شد.

    خواهر،
    نبودنِ برادر را
    به پاره شدن نخ تسبیح تشبیه می‌کند؛
    از صبر خواستن از حضرت زینب(س) می‌گوید
    و از زیارت عاشورایی
    که هر سلامش، نوید را دوباره کنار او می‌نشاند.

    و اما هم‌قَدم | همسر

    آخرین فصل،
    روایت عاشقانه‌ای‌ست از کنار هم ماندن تا انتهای راه؛
    از آشنایی کنار مزار شهدا،
    از دعای شهادت در مسیر اربعین،
    از مهریه‌ای که جنسش معرفت بود، نه عدد.
    از شب‌های هیئت،
    از شب‌های قدر در بهشت زهرا،
    از سفر دمشق و بی‌خبری،
    از شناسایی…
    و از وداعی که از حرم امام رضا(ع)
    تا بهشت زهرا امتداد یافت.

    و در پایان،
    با وصیتی آرام از شهید نوید، خواننده را همراه می‌کند:
    چهل زیارت عاشورا
    برای حاجتی که به اذن خدا روا می‌شود.

    این کتاب، زندگی یک شهید را روایت نمی‌کند؛
    مسیرِ رسیدن به شهادت را نفس‌به‌نفس نشان می‌دهد.

    انتشارات شهید کاظمی این روایت صمیمی و عمیق را منتشر کرده؛
    کتابی که اگر آرام بخوانی‌اش،
    شاید تو هم
    کلید باغ بهشت را
    میان صفحه‌هایش پیدا کنی.

    @manvaketab_info

    #نوشیدنی_کاغذی

  • معرفی کتاب درخت بی برادر

    معرفی کتاب «درخت بی‌برادر»

    گاهی جنگ از جبهه شروع نمی‌شود؛از حیاط خانه، از دلِ دو پسر هم‌قد،از آرزویی مشترک برای بزرگ شدن زودتر از سن.
    «درخت بی‌برادر» نوشته‌ی فاطمه سلیمانی ازندریانی،داستان یاسین است و رضا؛عمو و برادرزاده‌ای هم‌سن، هم‌دل، هم‌رویا.
    جبهه برایشان فقط خاک و اسلحه نیست؛
    امتحانِ صبر است، نمره‌ی بیستِ مسئولیت،
    و شرطی که راه مرد شدن را از کلاس درس می‌گذراند.
    در این داستانِ نوجوانانه،رضایت والدین به سادگی به دست نمی‌آیدو یاسین، رفتن را بدون رضا بلد نیست؛پس کنار او می‌ایستد،در درس، در انتظار، و در تصمیمی که باید دو نفره گرفته شود.
    «درخت بی‌برادر» در ۱۱۹ صفحه،روایتی صمیمی از برادری، پشت‌دادن و ریشه‌دار شدن است؛
    قصه‌ای که می‌گوید
    درخت اگر تنها بماند،
    خشک می‌شود؛
    اما با برادر،
    میوه می‌دهد.
    انتشارات ۲۷ بعثت این روایت ساده و تأثیرگذار از روزهای جنگ را منتشر کرده است.

    ✍سمانه اعتمادی جم

    https://behkhaan.ir/reviews/d5ab662c-f2f6-490c-b96c-effa912bfda2?inviteCode=k23Vx5Nj665c
  • معرفی کتاب اُماه

    معرفی کتاب «اُمّاه» ، روایتی چهارفصلی از بانوی نور

    «اُمّاه» تلاشی‌ست برای دیدنِ دوباره‌ی زندگیِ دختری، همسری و مادری که در دل یک زندگی عادی، غیرعادی‌ترین قلّه‌ها را پیمود.
    حمید سبحانی‌صدر، پس از ده سال پژوهش، زندگی حضرت را در چهار پرده روایت کرده: دخترانه‌، همسرانه‌، مادرانه‌ و بیکرانه‌؛ فصولی که هرکدام پنجره‌ای تازه‌ به شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها می‌گشاید. انتشارات واژه‌پرداز اندیشه، این کتاب را در ۱۴۰ صفحه منتشر کرده است.

    فصل دخترانه‌ ، آغازِ همدمی با رنج

    کتاب، فصل دخترانه‌ را از جایی آغاز می‌کند که زهرا سلام الله علیها هنوز در بطن مادر است؛ همدم تنهایی‌های خدیجه، تنها زنِ کاروان ایمان. کودکی که در پنج‌سالگی مادر را از دست می‌دهد و از همان سن،می‌شود تکیه‌گاه پدر، غمخوار خواهر و همراهِ روزهای سخت تحریم و هجرت.

    *فصل همسرانه‌ ،محل اتصال دو دریا *

    این فصل، لطیف‌ترین بخش کتاب است؛ از خواستگاری امیرالمؤمنین(ع) تا مهریه‌ای که از فروش یک زره چهارصددرهمی فراهم شد
    و جهیزیه‌ای آن‌قدر ساده که اشکِ پیامبر را بر گونه های مبارکشان جاری کرد. اما زیبایی اصلی این فصل، روایت زندگی ساده و عاشقانه‌ی دو انسان والاست:
    خانه‌ای کوچک، تقسیم کار پیامبرانه، مهربانی‌های پنهان و رنج‌هایی که فاطمه به‌خاطر انتخاب همسرش تحمل می‌کرد.
    در این روایت می‌بینیم که همسرانه‌گی، برای فاطمه تنها عشق نبود، مسئولیت، صبر و شجاعت نیز بود.

    فصل مادرانه‌، مادری حُسن ها

    مادرانه‌های حضرت، پیش از مادر شدن آغاز شده بود؛ آن‌وقت که پیامبر او را «اُمّ‌ابیها» می‌خواند. در این فصل، کتاب تصویری لطیف از تربیت فاطمه ارائه می‌دهد:
    شعرهایی که برای کودکانش می‌خوانْد، بازی‌هایی که با آنها می‌کرد،
    دل‌نگرانی‌هایش هنگام دیر آمدن پسران،
    و صبری که خانه‌اش را به پناهگاه حُسن و نور تبدیل کرده بود. اینجا امامان، آیینه‌ای هستند برای تماشای زیباییِ مادرانه‌ی فاطمه؛مادر بودنش، هم مهربانی بود و هم تربیت معنوی.

    فصل بیکرانه‌،زنی با جهانِ بزرگ‌تر از خانه‌اش

    در فصل آخر، کتاب از مرز خانه بیرون می‌آید و «فاطمه‌ی جامعه» را روایت می‌کند:
    زنی که به‌رغم دخترِ پیامبر بودن و آقازادگی، هیچ امتیاز ویژه‌ای برای خود نخواست؛زنی که اصل حجاب را رعایت می‌کرد، اما در میدان جهاد، اقتصاد، سیاست و عدالت‌خواهی حضور داشت؛ از ریسیدن نخ برای کمک خرج خانه تا اداره‌ی هوشمندانه‌ی فدک.
    اینجا فاطمه نه‌فقط الگوی زن مسلمان،
    بلکه الگوی انسانِ مسئول است؛ انسانی که هم زمانه‌اش را می‌فهمید، هم خدای خود را.

    «اُمّاه» کتابی ارزشمند که تلاش می‌کند حضرت زهرا را از قاب‌های تکراری بیرون بکشد و او را آن‌گونه که بوده به تصویر بکشد.
    «اُمّاه»اثری است پژوهش‌محور، دل‌نشین، ادبی و انتخابی است که شما را با حضرت صدیقه آشناتر می‌کند.

    و این چند سطر،بهانه‌ای بود برای مرور ظرافت‌های زندگی بانویی که نورش هنوز از پسِ قرن‌ها می‌تابد.
    این معرفی را، با تمام قُصور واژه‌ها،تقدیم می‌کنم به آستانِ قدسِ صدیقه‌ی طاهره سلام الله علیها؛ بانویی که نامشان روشنیِ دل‌هاست و یادشان، قبله‌ی کلمات.

    https://behkhaan.ir/reviews/d8d7542c-d51d-496b-9c52-e5367c71ad4c?inviteCode=k23Vx5Nj665c
    https://ble.ir/SEtemadijam
  • خاک کارخانه


    مستندنگاری شیوا خادمی، نه فقط یک کتاب، که یک سفر به ریشه‌های فراموش‌شده‌ی صنعت ایران است. سفری که از دل عکاسی و گفت‌وگوهای ساده با همکاران سالخورده‌ی عزیز جون، مادربزرگش که کارگر سال ۱۳۲۰ کارخانه‌ی چیت‌سازی بهشهر بوده،آغاز می‌شود و به تصویری سینمایی از پیوند کار، هویت و زندگی بدل می‌گردد. خادمی با نگاهی عاطفی و جستجوگر، صدای کارگران حاشیه‌نشین را ثبت می‌کند: زنان بافنده‌ای که از سنین کودکی با چهارپایه زیر پایشان ،قوت دست‌هایشان در تاروپود پارچه‌ها تنیده، مردانی که شبانه‌روزی دستگاه‌ها را نفس می‌کشاندند، آشپزها و معلمان کارگری که زندگی‌شان با سوت کارخانه تنظیم می‌شد. این روایت‌ها، از بومی‌های بهشهر تا مهاجران، زنجیره‌ی ناشناخته‌ی کار در ایران را می‌سازند ــ نگاهی از پایین به بالا، نه از کاغذهای رسمی، که از خاطرات زنده‌ی کسانی که همیشه در حاشیه بودند. حاصلِ پنج سال پژوهش، کتابی است که تاریخ کسب‌وکار ایران را نه با آمار، که با ضربان قلبِ کارگران بازنویسی می‌کند.
    «خاک کارخانه» اثری است که نشان می‌دهد چگونه یک کارخانه، نه فقط پارچه می‌بافد، که هویت یک شهر را. برای هر که می‌خواهد صدای خاموشانِ تاریخِ معاصر را بشنود.مخاطب پیشنهادی این اثر علاقه‌مندان به مستندنگاری، تاریخ شفاهی و روایت‌های انسانی هستند.
    همچنین کتاب خاک کارخانه از نشر اطراف، برنده ی جایزه جلال و امین الضرب شده است.

    #مرور
    مرور کتاب خاک کارخانه به قلم شیوا خادمی

    در صفحه بهخوانم منتشر شد🌸

    https://behkhaan.ir/reviews/e1250f91-0ced-47ac-b7d4-e3c84f15e7e2?inviteCode=k23Vx5Nj665c

    https://ble.ir/SEtemadijam

  • مرور کتاب بنین

    هفت روایت از دل زندگی
    «بنین»، هفت داستان کوتاه خانم فرشته امیری، همچون هفت نت از یک سمفونی، در گوش جان طنین می‌اندازد. انتشارات سوره مهر این مجموعه را به چاپ رسانده و خانم امیری با قلمی که انگار از پوستِ احساس تراشیده شده، زندگی‌های روزمره را به تابلوهایی زنده بدل کرده است؛ تابلوهایی که هر کدام، یک قابِ دقیق از درد، ایثار و عشق است.
    هفت قاب شامل :

    • «فصل آخر»: زنی که مرگ در رگ‌هایش می‌دود، اما دلش هنوز در آشپزخانه‌ی خانه در تپش است.
    • «بنین»: دختری ارمنی که روز عاشورا سوژه ی مستند دو جوان می‌شود.
    • «صفرکیلومتر»: دانشجویی که در خاکِ اردوی جهادی، خودش را از نو می‌سازد.
    • «پدر»: سایه‌ای که از گذشته برمی‌خیزد و پسر را در چنگال عذاب می‌فشارد.
    • «آتشفشان خاموش»: کوهنوردی که قله‌ها را فتح کرده، اما در دره‌ی غم همسر، خاکستر می‌شود
    • «فال‌های سفید»: مردی که حاجتِ واقعی‌اش را نه در آسمان، که در لبخند فال‌فروشی خردسال می‌جوید.
    • «بوی گل مریم»: عطرِ عشقی که از مرزها گذشته و در سینه‌ی مردی ایرانی جاودانه مانده.
      خانم امیری استادِ «کم گفتن و زیاد نشان دادن» است. پیرنگ‌ها همچون سیم‌های کشیده‌ی ویولن، محکم و بی‌لغزش‌اند؛ توصیف‌ها نه یک کلمه اضافه دارند، نه یک کلمه کم. پایان‌بندی‌ها تیغِ تیزند؛ درست جایی قطع می‌شوند که دل خواننده هنوز در حال تپیدن است. همین ایجازِ حساب‌شده در دو سه داستان، خواننده را با حسِ «کاش ادامه داشت» تنها می‌گذارد.
      «بنین» فقط یک مجموعه داستان کوتاه نیست؛ یک گالری کوچک از لحظه‌های انسانی است که در آن، هر قاب، یک زخمِ تازه و یک نورِ تازه دارد. فرشته امیری با این هفت روایت، ثابت می‌کند که داستان کوتاه می‌تواند در چند صفحه، یک عمر زندگی را در بر بگیرد.
      کتابی برای آن‌هایی که می‌خواهند در چند صفحه، یک دنیا را درک و احساس کنند.
      «بنین» هفت ضربه‌ی کوچک به قلب است که تا مدت‌ها می‌تپد.

    مرور

    مرور کتاب بنین به قلم فرشته امیری

    در صفحه ی بهخوانم منتشر شد 🌸
    https://behkhaan.ir/reviews/1293df99-07be-4a56-a5bb-72dfd000fa05?inviteCode=k23Vx5Nj665c

    https://ble.ir/SEtemadijam
  • مرور کتاب یک عمر کار

    «یک عمر کار»، جستار بلند ریچل کاسک، روایتی از مادرانگی است . او، مادر چهار فرزند، بدون رمانتیک‌سازی، از خستگی‌های جسمی و روانی، بی‌خوابی‌های طولانی، گریه‌های بی‌پایان و حس گناه مداوم می‌گوید. کاسک مادرانگی را یک شغل تمام‌وقت و بدون حقوق می‌داند:
    «مادری کار است، کاری که هیچ مرخصی ندارد… اما گاهی یک لبخند یا آغوش کوچک، تمام خستگی‌ها را جبران می‌کند.»
    او، مادرانگی را به کارگری تشبیه می‌کند که رئیسش هیچ‌گاه نمی‌گوید خسته نباشی؛ اما لحظه‌های کوچک عشق، حقوق واقعی آن هستند.
    البته که من بعد از خواندن کتاب احساس کردم شاید به دلیل تفاوت ایدئولوژیک با نویسنده و با وجود سه فرزند، این همه سختی را به چشم ندیدم و با هر کدام از بچه ها لذتهایی رو تجربه کردم که شاید بدون آنها هیچ وقت تجربه نمیکردم.

    https://ble.ir/SEtemadijam

  • روایت دشواری و برکت در سایه‌ی مقاومت

    «دشواری مبارک»، نگاشته‌ی فائضه غفارحدادی و منتشرشده توسط سوره مهر در سال ۱۴۰۳، روایتی مستند و تکان‌دهنده از یکی از هولناک‌ترین جنایت‌های جنگی معاصر است که در عین حال، نوری از ایمان و صبر را در دل فاجعه می‌تاباند. این کتاب، سندی از جنایت رژیم صهیونیستی در انفجار بیش از چهار هزار پیجر در لبنان و سوریه در شهریور ۱۴۰۳ است که هزاران نفر از نیروهای مقاومت را، به‌ویژه از ناحیه‌ی دست و چشم، مجروح کرد. غفارحدادی با تکیه بر مصاحبه‌های میدانی با حدود چهل نفر از خانواده‌های مجروحان که برای درمان به ایران آمدند، این فاجعه را از منظری انسانی روایت می‌کند. قلب کتاب، داستان زنان لبنانی است که در سایه‌ی این مصیبت، با صبر و ایمان، زندگی را بازسازی کردند. مادران، همسران و خواهران مجروحان، قهرمانان خاموشی هستند که با توکل، امید را در دل‌های شکسته زنده نگه داشتند. غفارحدادی با نثری صمیمی و عاطفی، قصه‌های این زنان را از لحظه‌ی انفجار تا روزهای درمان در ایران به تصویر می‌کشد. در برشی از کتاب می‌خوانیم: «خواندن این کتاب می‌تواند به غایت دشوار باشد. ممکن است نتوانید روایتی هولناک را تمام کنید یا مجبور شوید یکی یکی دستمال‌های جعبه‌ی کنار دستتان را با اشک و فین خیس کنید یا پوست لب‌هایتان را بجوید. ولی باور کنید به همان اندازه که دشوار است، مبارک است؛ حتی ضروری است.» این نقل‌قول، عنوان کتاب را معنا می‌کند: دشواری مواجهه با درد، اما برکت شناخت استقامت. کتاب در فصل‌های کوتاه و مستقل، هر یک به روایتی از یک خانواده اختصاص دارد. نثر روان غفارحدادی، که از کلیشه‌های حماسی دوری می‌کند، اصالت روایت‌ها را حفظ کرده و خواننده را به همدلی وامی‌دارد. نقش ایران در درمان مجروحان، نمادی از همبستگی اسلامی است که کتاب را به اثری فرهنگی و انسانی تبدیل می‌کند.
    «دشواری مبارک» دعوتی است به تأمل در ایمان و صبر در برابر ظلم. مخاطب پیشنهادی این اثر، بزرگسالان و جوانانی هستند که به روایت‌های مستند و انسانی از مقاومت علاقه‌مندند. «دشواری مبارک» روایتی است که از دل فاجعه سر برمی‌آورد، اما با نور ایمان جاودانه می‌شود.